تبليغاتX
الف لام میم


الف لام میم

ادبي



 

 

نامه شماره بيست وشش

شنيده ام با همان هواپيمايي آمده كه چند پايي ميدان هوايي منفجر شد

و ماندني شدي كزت

شنيده ام از وقتي موهايت را به  فروختي

پشت تمام برقع ها

 دنبالت ميگردند

لخ لخ كتاني هايت

تحريكشان ميكند

وحمله هاي انتحاري

 از سر میشود

شنيده ام زن همان پيرمرد ناس فروش شده اي

واز ترس آنكه بو ببرد

زير چشمهايت

 گود رفته است

در اخرين mail ازتو خواندم:

˝آب دهانش به خرد لبهايم رفته است

طعم ناس گيجم ميكند˝

نوشته بودي خبرنگاران از تو فيلم گرفته اند

با تو دست داده اند

وتو به آنهاگفتي

 كه قرن هاست مرده اي

وسهم نان تو را

 به كودكان بدهند

وآنها گفتند ˝براوو˝

ودوباره فيلم گرفتند

نوشته بودي...˝باور نكردند˝

نوشته بودي˝نيا ولي اگرآمدي

هيچ چيز را باور نكن˝

 وتيك هايم عود كرد

نوشته بودي ميخواهي نسل جديدي از كودكان جهش يافته را آبستن شوي

وكودكانت مهربانترين ِِ نسل بشر باشند

واشك هايت بقيه جمله را پاك كرده بود

ومن ننوشتم كه نازايي ونوشتم ˝چقدر عالي˝

وديگر نامه اي از تو نرسيد

...

برايت خبر جديدي ندارم

فقط شنيده ام ويزاي هند ارزان شده

ورستوران ˝وزير اكبرخان˝  محله مهاجران دهلي خدمه زن مي خواهد

كزت! بيا مهاجرت كنيم

يا نه!

ميتواني به ايران بيايي

مسیر عباس بيا

بلوچ هاي ايرانشهر، قاچاق بَرهاي بلدي هستند

چشم به هم بزني، تهراني

راستي

از  زاهدان نيايي يك وقت

 پياده روي دارد

خداي ناكرده

سقط ميكني

...

هميشه منتظرت هستم

ميزان هشتاد وهفت

نيويورك

لندن

سيول

پكن

.

.

.

 ناس: تهيه شده از تنباكو وكمي اهك

وزير اكبر خان: نام محله اي در كابل

برقع: حجاب زنان افغان كه همه جايشان راميپوشاند وقسمت چشمها مشبك است

كزت: از رمان بينوايان، هوگو

 

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 10:45 توسط فاطمه روشن| |


Design By : Night Skin