الف لام میم
ادبي
هرگز نميشود قد رعناي تورا در خبر هاي داغ روزنامه پيچيد روي كفه ترازو گذاشت چرتكه انداخت وبه واحد پول مشتري اسكناس هاي مچاله گرفت حتي شمردنت كارآساني نيست وعقل هيچ زيبا رويي به تو قد نميدهد نشان به همان نشان كه تابستان ها را كش ميدهي به چله هاي پر بگو بخند ولطف خنده هاي بي بي را به سراشيب دنياي آن لاينمان باز ميگرداني ما احترام مي گذاريم به تمام بزرگترها حتي بزرگترهايي كه به ما ياد ندادند مكان فرضي دستهايمان چيزي وراي تصور چپ راست ميشود ولي ِ لي ِ همان شكل دخترانه جنگ است تا مرزهاي شهوت سنگ ها وموشك ها چيزهايي كه نميبينم نميدانم ولي شانه هاي جهانم را ميلرزاند گونه هايت را شور مي كند وتاريخ هاي بد شكوم فصل را عوض ميكند تمدن ها از كنار لبخند تو آغاز شدند وگندمزار بي نگاهت به خوشه نرفت نگران نباش به تخمين رسيدن هرگل باغ امسال محصول خوبي ميدهد يا ميتوانم به بانوي شايسته امسال بگويم گيسوانش را بتراشد بازار سهام به دست ما مي افتد حسابم را پر ميكنم وكودكانم را از يتيم خانه هاي جهان خيابان ها مزارع تنباكو به خانه مي آورم نگران نباش شهر را مثل كف دست ميشناسم مسافر خانه اي كه تو دراني بايد انتهاي همين خيابان باشد وتو پشت پنجره با سفارش چاي سبز وسياه منتظر درست انتهاي همين خيابان سمت راست يا چپ
| Design By : Night Skin |


